خانه / ویدئوها / دکلمه شعر / دکلمه عاشقانه زیبایی ات من را به یاد آن زمان انداخت از عبدالحسین انصاری

دکلمه عاشقانه زیبایی ات من را به یاد آن زمان انداخت از عبدالحسین انصاری

زیبایی ات من را به یاد آن زمان انداخت
روزی که چشمت چایی ام را از دهان انداخت

تخم سکوت افتاده در بازار مسگرها
چشمان تو یک شهر را از آب و نان انداخت

دزدانه آمد هر سحر از بام تان بالا
خورشید را آن چشم ها از نردبان انداخت

ابرو کشیدی آهوان خسته رم کردند
بهرام در غاری خزید آرش کمان انداخت

من از قلم افتاده ای بودم که چشمانت
نام مرا در کوی و برزن بر زبان انداخت

هر جنگجویی که شبی مهمان چشمت شد
از ترس جانش صبح زین بر مادیان انداخت

مردان هنوز از رنج های ایل می گویند
روزی که چشمت لرزه بر اندام خان انداخت

عبدالحسین انصاری

اجرا :  مریم درنه

جهت تماشای  رقص و سایر سرگرمی ها پیج اینستاگرام ما را دنبال کنید

مطلب پیشنهادی

دکلمه عاشقانه قلب ویرانه از دکتر افشین یداللهی

“تو” با قلب ویرانه من چه کردی؟ ببین عشق دیوانه من چه کردی در ابریشم …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *